پیوند ها

این پژوهش که باهدف تعیین نقش سبکهای مدیریتی با بهرهوری سازمانهای آموزشی میباشد و به روش توصیفی (مروری و تحلیلی) انجامگرفته است. برای انجام آن از کتابها و مقالات مربوط و معتبری استفادهشده است، نتایج بهدستآمده از این پژوهش نشان میدهد که از بین چهار سبک مدیریتی آمرانه، خیر خواهانِ، مشورتی و مشارکتی با اثربخشی و بهرهوری سبک مشارکتی رابطه قوی و مثبتتری نسبت به دیگر سبکهای مدیریتی دارد. همچنین هرچه از شیوه مدیریت بسته (سبک ساختگرا و امرانه) به سمت مدیریت باز (روابط مدار و مشارکتی) بیش برود بهرهوری معلمان بیشتر و درنتیجه منجر به موفقیت و بهرهوری سازمان آموزشی خواهد
کلمات کلیدی: سبکهای مدیریتی، اثربخشی، بهرهوری، مدیریت باز، مدیریت بسته .
مقدمه
همه سازمانها از افراد تشکیلشدهاند. اهداف سازمانی بهعنوان هدف و آرزوی مشترک اعضای سازمانی، شاید مهمترین علت وجودی سازمانها تعبیر شوند. اگر بر این باوریم که جوامع بشری بهطور مداوم در حال تغییر و تحول است، باید قبول کرد که این تغییرات ناشی از تحولاتی است که در نظام آموزشوپرورش صورت میپذیرد. همچنین بهموازات توسعه علم و فناوری، مدیریت آموزشوپرورش نیز در بیشتر کشورها، به قلمرو مدیریتی مهمی تبدیل میگردد (علاقه بند، ۱۳۸۴). درنتیجه اگر آموزشوپرورش هر جامعه در رأس همهٔ مسائل جامعه باشد، مدیریت آموزشی نیز با همان منطق، جایگاه مهمی در بهسازی توسعهٔ جامعه داشته باشد (رجایی پور، احمدی، بابایی، ۱۳۸۹). هر سازمان نیازمند یک سبک رهبری خاص است و بیشک همهٔ مدیران میدانند که موفقیت آنان به نیروی انسانی موجود در سازمانها بستگی دارد و این اندیشه در آنان موجب شده است تا به دنبال سبک مناسب در ادارهٔ امور سازمانها باشند. از طرفی یکی از عوامل مؤثر در افزایش اثربخشی کار آیی و درنهایت بهرهوری یک سازمان، سبک رهبری مدیران آن سازمان است (نکویی مقدم، ۱۳۸۶). مدیران بهعنوان عنصر مهمی از عوامل زمینهای در محیط کار، بر خلاقیت تأثیر میگذارند. از طرفی رفتار مدیر یا رئیس سازمان که باید نقش رهبری را بر عهده گیرد، بر افکار، احساسات و آرزوهای کارکنان تحت نظارت خود که موجب انگیزش و هدایت رفتار میشود، اثر میگذارد بنابراین سبک رهبری بهعنوان عامل تسهیلکننده و برانگیزندهٔ کارکنان بهطور مستقیم و غیرمستقیم بر با زدهٔ کاری سازمان اثر میگذارد (آما بیل و گریسکوینز، ۱۹۹۷). نتایج تحقیقات نظریهپردازان نظام آموزشی در دو دهه اخیر بیانگر آن است که هر گونه اصلاح و پیشرفتی در کیفیت نظام آموزشی و اثربخشی آموزشی بهطور مستقیم به اثربخشی معلمان بستگی دارد و برای بهبودی نظام آموزش بایستی اثربخشی معلمان را افزایش داد (اندرسون، ۱۳۷۷)، زیرا معلمان می توانند با وجود کمبود امکانات و فضای آموزشی بستر لازم را برای یادگیری و رشد فراگیران تسهیل و فراهم می کند (نقیه، ۱۳۸۹)؛ بنابراین موفقیت سازمان آموزشوپرورش تا حد زیادی به خلاقیت، توانایی، مهارت، نواوری و بهطور کلی به اثربخش بودن معلم، در رسیدن به اهداف تعیین شده بستگی دارد. لذا لازم است سازمان آموزشوپرورش برای دست یابی به اهداف، برنامه ریزی دقیق داشته و در اجرای آن ها از شیوه های مدیریتی مناسب با شرایط و اقتضائات جامعه بهره گیرد.
برچسب های مهم